محل تبلیغات شما
شما جنوبی ها بیشتر از همه نجابت و حیا یاد گرفته اید. نه که آفتاب جنوب زُل است، هیچوقت نتوانسته اید سرتان را بیاورید بالا یک دل سیر کسی را نگاه کنید. مگر عصر میشد و شب. شب خودش نجیب نیست؟. این را اولین بار همان روزهای اولی که آمده بودیم بابا گفت. گفت چقدر حیا می‌بارد از نگاه مرد و زن این شهر. من با همین تعریف بابا آمدم توی بازی های کودکانه شما. تو برایم آفتاب بودی و لذت سوختن کف پا روی داغی سنگهای کنار دریا، تو برایم داغی تن نخل بودی .

تنها میان تن‌ها...

این بچه لاک‌پشت نگون بخت سالهاست...

میخوام برُم سر ره بشینُم آ رفتنِ تونه با چش ببینُم...

آفتاب ,داغی ,بودی ,برایم ,تو ,اید ,تو برایم ,توی بازی ,بازی های ,آمدم توی ,تعریف بابا

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

فروش اینورتر یاسکاوا